تبليغاتX
سکوت شیشه ای





.................

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388

 

گیر کرده ام میان دنیای دو دلی...
من هم مانده ام آن قول و قرار ها را کدام قانون این دنیا نوشته که از آن گریزی نیست!!چه کنم!!

تو کاری بکن...

 
 


single

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388

قرار نبود اينگونه شود....

قرار نبود  دست و پا زنم در اين انبوه بازار شك و ترديد ها.....

قرار نبود خواب ِ چشمانم را به تاراج برند.....

قرار نبود نسيه دهندَم لمحه اي كوتاه براي تازه كردن نفسَكي گذرا....

قرار نبود اين چنين دلم دو نيم كه نع!!! هزاران هزار نيم شود.....

قرار نبود ترس بَرَم دارد...

قرار نبود من بمانم و خروارها شك.....ترديد....دو دلي...

قرار نبود.....

هيچش قرار نبود....

و راستي چه كسي اينها را قرار گذاشت؟؟؟؟؟


__ ميترسم.....خيلي هم ميترسم...زيادتر هم ميترسم....ترسيده بودم هم تاكنون زياد.....اما انگار اين ترس جديد است....تازه تر دارم ميترسم به گمانم...

............................

این متنو بی اجازه از وبلاگ شیرین گرفتم...شبیه حرف های منه!!خیلی...سری به وبش بزن...ققنوس!!

 


................

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388

 

امام على(علیه السلام): «مؤمن شادمانى اش در صورت و اندوهش در دل است. سینه اى گشاده و نفسى فروتن دارد. بالانشینى را کراهت دارد... سکوتش طولانى و اوقاتش مشغول است، شاکر و شکیبا است))

 

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند( آنتوان چیکف)

 




    ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

    که امشب با ناله ای بغض آلود
    بر دیار این دل خسته
    اشک می ریزد



Blog Skin