تبليغاتX
سکوت شیشه ای





same

دوشنبه شانزدهم دی 1387

برای بودن می آييم و برای تنها یک چيز می رويم...

باز هم برای بودن می رويم....

شايد گاهی برای بودن بايد رفت!!!

خداحافظ.................

ديگه حوصله آپ کردن ندارم..تا کی؟؟....اونم نمی دونم.....فعلا نه حسش هست نه حوصلش...

مواظب خودتون باشین.... تو این روزا منو خیلی خیلی دعا کنین...یا علی..خداحافظ

 


دوشنبه شانزدهم دی 1387

دوباره نمی خوام  چشای خیسمو کسی ببینه...

یه عمره حال و روز من همینه...کسی به پای گریه هام نمی شینه...

بازم دلم گرفتو گریه کردم...

بازم به گریه هام می خندن....

بازم صدای گریمو شنیدن...

همه به گریه هام می خندن...

دوباره  یه گوشه می شینم و واسه دلم می خونم....

هنوز تو حسرت یه همزبونم ....

ولی نمی شه و اینو می دونم...

دوباره نمی خوام  چشای خیسمو کسی ببینه...

یه عمره حال و روز من همینه...

کسی به پای گریه هام نمی شینه...

بازم دوباره دلم گرفته...

دوباره شعرام بوی غم گرفته...

کسی نفهميد غمم چی بوده...

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده...

 اینم آخرین آپم حداقل تا ۲ ماه دیگه...خداحافظ

 
 




    ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

    که امشب با ناله ای بغض آلود
    بر دیار این دل خسته
    اشک می ریزد



Blog Skin