تبليغاتX
سکوت شیشه ای

سکوت شیشه ای

 

 

خوب راست می گم..دروغ می گم بگو دروغ می گی...

سلام

آخ بعضی وقتا دلت می خواد واسی یه جایی که هيچ کی نباشه و تا دلت می خواد داد بزنی...

بابا ول کنين...نمیشه..

از توان من یکی که خارجه....

آغا تابستونه...نمی شه کاریش کرد..بده؟

نه بابا...چیه مگه...

چرا این جوری نگام می کنی...

اغا هرچی تو دانشگاه شبا تا صبح بیدار بودیم از اونورم تا شب حالا می خوام بخوابم..

ا بابا.....

چته...

آره جون خودت...منم خبر از کارای تو دارم که تا لنگ ظهر خواب بعدش یا با صدای س.م.س(شرمنده یادم نبود..خوب فارسی رو پاس بدارین دیگه...همون پیامک..)یا میس پا می شی یا با ص..ص ..صدای مامان جون..

بی خیال...ما که باز می خوابیم....

خوب راست می گم..دروغ می گم بگو دروغ می گی؟؟؟!!!!

ها راستی...یه سری به پیوندا بزنین...وباشون با مزه است....


پنجشنبه دهم مرداد 1387 |
 

گذر

 

چه زود فراموش می شوم ....

 این است رسم دستان سرد روزگار....

             تو هم دیر یا زود فراموش خواهی شد.........

                                  مثل تنهایی من.............


پنجشنبه دهم مرداد 1387 |
 

حدیث بودن......

 

 

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است


چهارشنبه نهم مرداد 1387 |
 

آغاز.

ای بهانه برای بودن..برای نام تو آغاز می کنم سراغاز بودنم را از نو...

سلام..نمی دونم شاید خیلی ها وبلاگ منو یادشون رفته که ۲ سال پیش ساختمش و بعد اون....

اما امروز تصمیم گرفتم از نو شرو کنم....امیدوارم چیز خوبی البته با نظرات شما از آب در بیاد..

یادم رفت بگم یه دوست خوبم بهم کمک می کنه و گفته هر از گاهی میاد چند تا مطلب توی وب می زاره....الان که این جا نیست.. امیدوارم هرجا هست خوش باشه..

یا علی


سه شنبه هشتم مرداد 1387 |
 

دلم گرفته آسمون...از خودتم خسته ترم...

 وجود هر چه گردباد است که در چشمان من بلند می شود

با وجود هر چه اندوه است که در چشمان تو ارام می گیرد

با وجود روزگاری که اتش می کند

بر زیبایی هر جا که باشد....

و بر عدل هر جا که باشد...

و بر نظر هر جا که باشد...

من می گویم:

                     تنها عشق پیروز است

                     تنها عشق پیروز است

هزارمین هزار بار می گویم:

                     تنها عشق پیروز است

که از پژمردگی و خشکی

                           پناهی جز درخت عشق ما را نیست...!

 

در تکاپوی رسیدن به شعر وهیجان  عبور از رودخانه ی واژه های سرکش اندیشه،همچنان به روزی می اندیشم که لایه ای از نور شوم ،،، که تو ان هنگام که  با من روبرو می شوی بتوانی از من عبور کنی و من بتوانم تنها حسی گرم بر پوستت بر جای بگذارم....

من برای  چند روزی، ساعتی ،یا حتی لحظه ای  که بتوانم با حسی اینچنین زندگی کنم...انقدر محکم و انقدر توانا هستم که بتوانم از بیابانهای بی پناه تفکر ،با تمام گردباد ها و سر گشته گیهایش عبور کنم در جست و جوی خودم ...

 

و این سیاه مشق ها پس کوچه هایی ایست که در انتهایش به انتظار خودم ایستاده ام....

 ""

روز هاست

به هر هجای نام کوچکم

فکر می کنم

به اینکه نام من

چه اتفاق تازه ایست

و هر طرف که می روم

ردپای واژه هاش مانده است

ومثل باد های بارور

بهار را به هر طرف کشانده است

نام من

فکر تکیه گاه بودنست

بار ها خواب دیده صندلی شده

و یک نفر روی ان نشسته است

خواهشی صریح و سبز

در هجای نام من

رها شدهاست

خواهشی شبیه نغمه های اشنا

توی فصل جفت گیری پرندگان

خواهش صدا شدن

بر لب همان کسی که روی صندلی نشسته بود

نام من

گرچه کوچک است و می توان

به سادگی از کنار ان گذشت

ولی تو باز

نام کوچک مرا صدا بزن

که زندگی هرچه هست

پشت چیزهای کوچک است...


سه شنبه هشتم مرداد 1387 |
 
زهرا

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

 

مطالب اخير

شايد...

سين مثل سكوت...سين مثل تو...

تو..

سین مثل...

فوري..

هفت سال

 

آرشيو مطالب

هفته دوم آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته دوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته سوم شهریور 1388

هفته دوم شهریور 1388

هفته چهارم مرداد 1388

هفته دوم مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته سوم تیر 1388

هفته دوم تیر 1388

هفته سوم خرداد 1388

هفته دوم خرداد 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته دوم فروردین 1388

هفته اوّل فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته دوم اسفند 1387

هفته اوّل اسفند 1387

هفته چهارم بهمن 1387

هفته سوم بهمن 1387

هفته سوم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته سوم آذر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته سوم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته دوم مرداد 1387

 
 

پيوند ها

دوست جونه من(نگین)

49

الهام

هیس!!

دختری که طعم خوشبختی را نچشید

مسیحا

میلاد

دختری که تموم شد

من دخترکی روانیم..طرفم نیا..

آرمینا(اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خداا هست)

سکوتم فریاد ناگفته هاست

پیشرو(نسیم)

الهه عشق

در گذشت خاطره ها

همین طوری!!

ققنوس

دشتانه

خسته دل

زینب

شاعر قرن

این نیز بگذرد

پسری که همرو عاشق کرد..

عباس عابدی(سکوت)

تب باران/فاطمه

پسری که هرگز نخندید

مهشید

ستاره آبی

سکوت

بهونه زندگيم،پيشم بمون

 

امکانات جانبی

RSS 2.0